تبلیغات
طرح و نقش یاس
 
طرح و نقش یاس
دنبال چی میگردی؟؟ اینجا هست !!
                                                        
درباره وبلاگ

هركسی رفت به خورشید سلامم ببرد ،
ما كه مردیم و ندیدیم به خود گرمایی!
مدیر وبلاگ : سعید فراهانی
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما وبلاگ از نظر شكل و محتوا چه جوریه ؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

http://marshal-modern.ir/Archive/13340.aspx 



ادامه مطلب


نوع مطلب : هنر هنرمندان، 
برچسب ها :




سه شنبه 11 خرداد 1389 :: نویسنده : سعید فراهانی

این داستان واقعی است و به اواخر قرن 15 بر می گردد .

در یك دهكده كوچك نزدیك نورنبرگ خانواده ای با 18 فرزند زندگی می كردند. برای امرار معاش این خانواده بزرگ، پدر می بایستی 18 ساعت در روز به هر كار سختی كه در آن حوالی پیدا می شد تن می داد.

در همان وضعیت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 فرزند) رویایی را در سر می پروراندند. هر دوشان آرزو می كردند نقاش چیره دستی شوند، اما خیلی خوب می دانستند كه پدرشان هرگز نمی تواند آن ها را برای ادامه تحصیل به نورنبرگ بفرستد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :




سه شنبه 11 خرداد 1389 :: نویسنده : سعید فراهانی

(( لیلا خودت رو نبازی دختر. اصلا فكر نكن كه واسه تنبیه داره می فرستت اونجا، فكر كن مثل یك خانوم با كلاس داری واسه تعطیلات و خوش گذرونی می ری. چند دست لباس گرم هم بردار، هنوز به این آب و هوا اعتباری نیست مخصوصا اونجا، راستی یك مایو هم با خودت بردار شاید هوا اونقدر گرم شد كه واسه آبتنی بزنی به آب ....))

لبخند كم رنگی روی لبهای لیلا نقش بست. با دست اشكهایش را كه به آرامی روی گونه هایش می چكید پاك كرد، سفارشات مریم را در حالی در ذهنش مرور می كرد كه نگاهش به مناظر اطراف بود؛ مناظری كه هیچ جذابیتی برایش نداشت.

(( راستی لیلا جای منو هم وقتی واسه شنا رفتی خالی كن در ضمن مواظب مردهای جنگل هم باش اونا دنبال یك بانوی قشنگ می گردند مبادا تك و تنها واسه شكار بری توی جنگل، اون وقت خودت شكار یكی از اون جنگلی ها بشی. حتما یكی از اون سگهای آمریكایی پدر بزرگت رو با خودت ببر. حالا اگر هم یكی از اون مردهای جنگل به تورت خورد آدرس منم بهش بده واسه من جنگلی و غیر جنگلی فرقی نمی كنه .... هی دختر یك وقت جزو دار و دسته جنگلی ها نشی، لیلا كوچك خان جنگلی!))



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :








نوع مطلب : اطلاعیه، 
برچسب ها :




چهارشنبه 5 خرداد 1389 :: نویسنده : سعید فراهانی
كرده بود و مواقعی كه پدرش منزل را ترك می كرد به خود جرات می داد و از اتاقش بیرون می آمد.

صدای زنگ تلفن كه بلند شد ناصر از جا برخاست گوشی را برداشت و گفت:

-         بفرمائید.

صدای وحید در گوشی طنین انداخت:

-         سلام بابا.

ناصر اخمهایش را درهم كشید و با ترش رویی گفت:

-         علیك سلام یادی از ما كردی شازده.

وحید بدون توجه به لحن طعنه آمیز او گفت:

-         شنیدم آشوب به پا كردی.



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :




چهارشنبه 5 خرداد 1389 :: نویسنده : سعید فراهانی

من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست ندارند نیست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست دارند نمى‌باشد.

من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را ببخشیم.


من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است.


من باور دارم ...
که ما مى‌توانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :




چهارشنبه 5 خرداد 1389 :: نویسنده : سعید فراهانی

موضوع جالبی رو برای امروز خواهیم داشت ...

به نوعی تحلیل آقایون امریكایی كه سگ رو بیش از زنان دوست میدارند!؟

چرا آخه ؟!

تحلیل كنیم ببینیم به چی میرسیم ... ؟!

البته خدا رو شكر مرد و زن امریكایی توی گروه نداریم كه به چپشون بر بخوره !!  اگر هم خانم یا آقایی بهش بر خورد مزدور اجنبی و آمریكایی هست و من هم فقط جواب ایرونیهای گل منگول شنگول منگول رو خواهم داد .


Why Some American Men Have Dogs And Not Wives

 چرا بعضی از مردهای آمریکایی بجای زن سگ دارند ؟ 
 



ادامه مطلب


نوع مطلب : جالب و خواندنی، 
برچسب ها :




سه شنبه 4 خرداد 1389 :: نویسنده : سعید فراهانی

اینجا ایران است، کشوری مسلمان، که اکثر مردمش،80درصد آهنگ هایی که گوش میدهند غیر مجاز است.
اینجا ایران است، کشوری که به آهنگ ها مجوز نمی دهند ولی همان آهنگ ها را از تلویزیون پخش می کنند.
اینجا ایران است، کشوری که همه از دزدی بدشون میاد ولی همشون از هم موسیقی،عکس،مطلب و.... می دزدند.
اینجا ایران  است، كشوری كه با وجود این همه نیروی انتظامی به راحتی مواد مخدر پخش میشه . به راحتی دزدی میشه و ...
اینجا ایران  است، کشوری  که برای اینکه مطلب پربیننده ای داشته باشید باید کنار موضوع ارسالی +18 بزنید.
اینجا ایران است ...





نوع مطلب : بیشتر بدانید، 
برچسب ها :




سه شنبه 4 خرداد 1389 :: نویسنده : سعید فراهانی

دو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بسیار قدیمى بودند. هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به دیدار او می رفت.
یک روز خسرو گفت: «بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بودیم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى می کردیم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، یک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم می شود فوتبال بازى کرد یا نه؟»
بهمن گفت: «خسرو جان، تو بهترین دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر می دهم.»
چند روز بعد بهمن از دنیا رفت. یک شب، نیمه هاى شب، خسرو با صدایى از خواب پرید. یک شیء نورانى چشمک زن را دید که نام او را صدا می زد: خسرو، خسرو...
خسرو گفت: کیه؟
منم، بهمن.
تو بهمن نیستى، بهمن مرده!
باور کن من خود بهمنم...
تو الان کجایی؟
بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و یک خبر بد برات دارم.
خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو.
بهمن گفت: اول این که در بهشت هم فوتبال برقرار است. و از آن بهتر این که تمام دوستان و هم تیمی هایمان که مرده اند نیز اینجا هستند. حتى مربى سابقمان هم اینجاست. و باز هم از آن بهتر این که همه ما دوباره جوان هستیم و هوا هم همیشه بهار است و از برف و باران خبرى نیست. و از همه بهتر این که می توانیم هر چقدر دلمان می خواهد فوتبال بازى کنیم و هرگز خسته نمی شویم. در حین بازى هم هیچ کس آسیب نمی بیند.
خسرو گفت: عالیه! حتى خوابش را هم نمی دیدم! راستى آن خبر بدى که گفتى چیه؟
بهمن گفت: مربیمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى تیم گذاشته!





نوع مطلب : جالب و خواندنی، 
برچسب ها :




اولاً سرعت زیاد موجب تصادف میشه و اونوقت که در تلفات اینترنتی هم مثل تلفات جاده ای تو دنیا اول بشیم

دوما؛ عجله کار شیطونه! حالا چه کاریه که سه سوته سایتها بیان بالا. چیزی که اینجا زیاده،وقته. سه ساعت تو صف بانک وایمیستین؛ از صبح تا ظهر به خاطر یه امضا یه اداره رو زیرو رو میکنین؛ چند ساعت هم تو وب معطل بشین! به جایی که بر نمی خوره؟!

سوما؛ اصلا مهم نیست که ما مثل لاک پشت تو وب حرکت میکنیم و به اطلاعاتی که بقیهء ملل الان بهش رسیدن ما پنج هزار سال دیگه بهش میرسیم؛ مهم اینه که به این اطلاعات می رسیم!

چهارما؛ هیچ میدونین از کنار این سرعت پایین چندین نفر نون میخورن؟!
- به خاطر هزینهء اتصال به وب؛ کارمندان مخابرات و خانواده شان
- به خاطر برق مصرفی کامپیوتر؛ کارمندان اداره برق و خانواده شان
- به سبب کمر درد ناشی از نشتن زیاد پشت میزpc؛ دکتر های ارتوپد و خانواده شان
- به خاطر اعصاب خراب؛ دکترهای مغز و اعصاب و خانواده شان
- به سبب هزینهء گچ گرفتنِ اکثر اعضای بدن به خاطر مشت و لگدهای پدر گرامی بعد از مشاهدهء قبض تلفن؛ کارکنان بیمارستان و دکتران فیزیوتراپ به همراه خانواده هایشان

پنجما؛ سرعت پایین ابنترنت باعث میشه کاربران ساعتها تو وب سرشون گرم باشه و به نوعی سر کار هستن(کارآفرینیِ خاموش).

ششما؛ اصلا کی گفته سرعت اینترنت پایینه؟! خیلی هم خوبه! خیلی از کشورها هستن که حسرت سرعتِ اینترنت مارو میخورن.

هفتما؛ من نمیدونم چرا جوونا اینقدر بی بصیرت شدن؟! آخه وب گردی هم شد کار؟! آخه اینترنت هم شد وسیلهء اساسی؟! برید دنبال کارهای مهمتر مثل. مثل.. مثل... نمیدونم مثل چی، ولی برید دنبال کارهای مهمتر





نوع مطلب : جالب و خواندنی، 
برچسب ها :






( کل صفحات : 40 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...