تبلیغات
طرح و نقش یاس - سبز سبز
 
طرح و نقش یاس
دنبال چی میگردی؟؟ اینجا هست !!
                                                        
درباره وبلاگ

هركسی رفت به خورشید سلامم ببرد ،
ما كه مردیم و ندیدیم به خود گرمایی!
مدیر وبلاگ : سعید فراهانی
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما وبلاگ از نظر شكل و محتوا چه جوریه ؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 19 خرداد 1389 :: نویسنده : سعید فراهانی

آنقدر بر خاک مرده این باغ نهال سبز می کارم تا باغبان شرمنده شود .
اگرچه برای کاشتن نهال باید خاک را بشکافم ، شاید به جرم اینکار باغبان از من بیزار شود .
ملالی نیست ، بگذار بیزار بشود . آن زمان که سبزی نهال هایی که من با دستان خود ، با عشق ، با اشک کاشتم ، پیکر باغ را فرا گیرد ، باغبان لبخند خواهد زد .
حتی اگر طناب دار مرا به شاخه های همان نهالی که من جانش بخشیدم ، آویزان کند ، خوشحال خواهم شد، هنگامی که جسمم از درختی آویزان است و در برابر اراده بادی که به هر سو می کشاندش ، می خواهد اما نمی تواند که مقاومتی داشت باشد ، نفسم که بند می آید ، نوک دست ها و پاهایم که سپیدیشان را به کبودی می سپارند ، آخرین تصویری که در روحم ثبت شود انبوه درختان سبز باشد و باغبانی که دیگر سبز شده است . تنها گناهش سرخ پنداشتن منست ، می بخشم .
باز هم سربلند خواهم بود که تلاش تک تک سلول های بدنم برای ادامه حیات ، لرزش اندامم در جستجوی نفس ، درخت سبزی که صبورانه سنگینی وزنم را تحمل می کند خواهد لرزاند و آن گاه برگ های زرد و پاییزی اش ، برگ های پبر و مرده اش در فشار این تکان فرو خواهد ریخت .
حتی مرگم خط سبزی بر پیکر همه مرگ ها خواهد بود ...

((رونیـــك))





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :