طرح و نقش یاس هركسی رفت به خورشید سلامم ببرد ، ما كه مردیم و ندیدیم به خود گرمایی! http://yasgeraphic.mihanblog.com 2017-10-17T17:02:25+01:00 text/html 2011-08-20T08:06:16+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی راز موفقیت http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/442 <P align=justify><FONT size=2>یكی از كشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان كشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همكارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب كارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نكته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند.<BR><BR>این كشاورز پس از هر نوبت كِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می‌داد و آنان را از این نظر تأمین می‌كرد.<BR><BR>بنابراین، همسایگان او می‌بایست برنده‌ مسابقه‌ها می‌شدند نه خود او!<BR><BR>كنجكاویشان بیشتر شد و كوشش علاقه‌مندان به كشف این موضوع كه با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید. سرانجام، تصمیم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.<BR><BR>كشاورز هوشیار و دانا، در پاسخ به پرسش همكارانش گفت: "چون جریان باد، ذرات باروركننده غلات را از یك مزرعه به مزرعه‌ دیگر می‌برد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان می‌دادم تا باد، ذرات باروركننده نامرغوب را از مزرعه‌های آنان به زمین من نیاورد و كیفیت محصول‌های مرا خراب نكند!"<BR><BR>همین تشخیص درست و صحیح كشاورز، توفیق كامیابی در مسابقه‌های بهترین غله را برایش به ارمغان می‌آورد.<BR><BR>"گاهی اوقات لازم است با كمك به رقبا و ارتقاء كیفیت و سطح آنها، كاری كنیم كه از تأثیرات منفی آنها در امان باشیم."</FONT></P> text/html 2011-08-20T08:05:21+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی زنان همیشه آینده نگرند http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/441 <P align=justify><FONT size=2>گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند.<BR>یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده.<BR>تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.<BR>3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد.<BR>قطار در حال آمدن بود و سوزنبان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد ...<BR>سوزنبان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و نتها 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.<BR><BR>سوال:<FONT color=#000080> اگر شما به جای سوزنبان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟</FONT><BR><BR>بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات 3 کودک انتخاب کنند و 1 کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی چطور ... ؟<BR>در این تصمیم، آن (1) کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود (3 کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک (ریل سالم) بازی کنند، قربانی می شود.<BR>این نوع تصمیم گیری معضلی است كه هر روز در اطراف ما، در اداره، در جامعه در سیاست و به خصوص در یک جامعه غیردموکراتیک اتفاق می افتد، دانایان قربانی نادانان قدرتمند و احمقان زورمند و تصمیم گیرنده می شوند.<BR>کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت.<BR>کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد.<BR>اگرچه هر 4 کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن 3 کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد. اما با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه و عاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران را نیز به خطر انداخت زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن 3 کودک احمق نبود.<BR>مسافران قطار را می توان به عنوان تمامی کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران را همان کودکانی در نظر گرفت که می توانند سرنوشت سازمان (قطار) را تعیین کنند.<BR>گاهی در نظر گرفتن منافع چند تن از مدیران که به اشتباه تصمیمی گرفته اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این همان قربانی کردن صدها نفر برای نجات این چند نفر است.<BR>زندگی کاری همه مدیران پر است از تصمیم گیری های دشوار که با عدم اتخاذ تصمیمات صحیح به سبک مدیریتی، به پایان زندگی مدیریتی خود خواهید رسید.<BR><BR>"به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست... و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست</FONT></P> text/html 2011-08-20T08:04:19+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی نگاهی به درون خود http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/440 <P align=justify><FONT size=2>مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است.<BR>به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.<BR>به این دلیل، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.<BR>دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد.<BR>این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.<BR><BR>آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود.<BR>مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم، و سوالش را مطرح کرد ...<BR><BR>جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و باز هم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: "عزیزم شام چی داریم؟"<BR><BR>و این بار همسرش گفت:"مگه کری؟! برای چهارمین بار میگم؛ خوراک مرغ!"<BR><BR>"گاهی هم بد نیست که نگاهی به درون خودمان بیندازیم شاید عیب هایی که تصور میکنیم در دیگران است در واقع در خودمان وجود دارد</FONT></P> text/html 2011-08-20T08:03:10+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی یکی بود یکی نبود ! http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/439 <P align=justify><FONT size=2>عاشقش بودم عاشقم نبود<BR>وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود<BR>حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن؛ یکی بود یکی نبود !<BR><BR>یکی بود یکی نبود. این داستان زندگی ماست.<BR>همیشه همین بوده. یکی بود یکی نبود ...<BR>برایم مبهم است که چرا در اذهان شرقی مان "با هم بودن و با هم ساختن" نمی گنجد؟<BR>و برای بودن یکی، باید دیگری نباشد.<BR><BR>هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود، که یکی بود، دیگری هم بود ... همه با هم بودند.<BR>و ما اسیر این قصه کهن، برای بودن یکی، یکی را نیست می کنیم.<BR><BR>از دارایی، از آبرو، از هستی. انگار که بودنمان وابسته به نبودن دیگریست.<BR>انگار که هیچ کس نمیداند، جز ما. و هیچ کس نمی فهمد جز ما.<BR><BR>و خلاصه کلام اینکه : آنکس که نمی داند و نمی فهمد، ارزشی ندارد، حتی برای زیستن.<BR><BR>و متاسفانه این هنری است که آن را خوب آموخته ایم.<BR><BR>هنر "بودن یکی و نبودن دیگری" !!!</FONT></P> text/html 2011-08-14T02:17:44+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی بخشنامه های جدید http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/438 <H6 class=uiStreamMessage align=justify data-ft='{"type":1}'><SPAN class=messageBody data-ft='{"type":3}'><SPAN dir=rtl><FONT size=2>قطعا شنیده بودید که در راستای اعلان بخشنامه‌ای‌ به بوتیک‌ها با مضمون: نمایش عمومی کروات و پاپیون ممنوع است. مانکن‌ها باید بدون سر باشند و برجستگی‌های بدنشان معلوم نباشد...<BR><BR>بنابراین در آینده نیز شاهد طرح بخشنامه های جدیدی خواهیم بود که با توجه به شرایط این مرز و بوم قطعا به کار من تو او شما و همگان خواهد اومد <BR><BR>بخشنامه های جدید! <BR><BR>*بخش‌نامه به میوه‌فروشی‌ها* <BR><BR>نمایش عمومی هویج و بادمجان ممنوع است <BR>آویختن موز در مقابل مغازه ممنوع است و روی لیموهای درشت و آبدارحتما باید با پارچه ضخیم و گشاد پوشانده شود <BR>خیار تنها با ارائه‌ی سند ازدواج و پس از استعلام فروخته شود <BR>خیره شدن به هلو ممنوع است <BR>در پایان برنامه 5 ساله دوم میوه فروشی ها باید زنانه و مردانه شوند. خیار، بادمجان،موز و تمامی میوه های درازف مانند ، فقط به آقایان فروخته خواهد شد .کیوی نیز استثنا فقط به آقایان عرضه خواهد شد. لیمو، طالبی، هلو (لعنت اله علیه!) و دیگر گردالی ها فقط به بانوان فروخته می شود <BR>· مبارزه با کاشت، برداشت و توزیع مخفیانه خیار چنبر (نعوذ باله) به عهده ستاد مبارزه با مواد مخدر است <BR><BR><BR>*بخش‌نامه به دوچرخه‌سازی‌ها* <BR><BR>باد کردن لاستیک با تلمبه ممنوع است . <BR>· <BR>*بخش‌نامه به راه آهن* <BR><BR>ورود و خروج قطار به تونل ممنوع است <BR>تبصره: در صورت لزوم، قطار فقط تا انتهای واگن اول به تونل وارد شود .آنهم فقط یکبار در صورت تکرار لکوموتیو ران به 60 ضربه شلاق محکوم می شود <BR><BR>*بخش‌نامه به فرودگاه‌ها* <BR><BR>در لحظه‌ی شروع پرواز نباید نوک هواپیما بلند شود <BR><BR>*بخش‌نامه لوله کشی* <BR><BR>استفاده از اتصالات نری و مادگی در کنار هم ممنوع است، حتی الامکان فقط از اتصالات نری استفاده شود، در صورت لزوم به استفاده از اتصالات مادگی، پوشاندن اتصال با دولایه قیر و گونی الزامی است. <BR>استفاده از اتصال پستانک در هیچ صورت مجاز نبوده و با متخلفین برخورد جدی خواهد شد. <BR>در حمام و دستشویی ها، بجای شیر مخلوط، از دو شیر مجزا با فاصله حداقل 30 سانت از هم استفاده گردد. <BR>در کلیه عملیات تاسیساتی از آچار شلاقی بجای آچار فرانسه استفاده شود. <BR><BR>*بخش‌نامه به دامداری ها* <BR><BR>نگه داری دام های نر و ماده در یک طویله ممنوع است. <BR>دوشیدن گاو ها فقط باید توسط کارگران زن صورت پذیرد. <BR>هیچ ماده گاوی حق شیر دادن به گوساله های بالای 17 ماه را ندارد. <BR>خرید، فروش، تولید و نگهداری قاطر تخلف محسوب و با متخلفین برخورد خواهد شد، در صورت تولد قاطر، تحویل قاطر به همراه اسب و خر متخلف به مقامات ذیربط الزامیست</FONT></SPAN></SPAN></H6> text/html 2011-08-07T04:49:37+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی دوره ارزانی است http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/437 <P><FONT size=2>دل ربودن ارزان<BR>دل شكستن ارزان<BR>دوستی ارزان است<BR>...دشمنی ها ارزان<BR>و شرافت ارزان<BR>تن عریان ارزان<BR>آبرو قیمت یك تكه نان<BR>و دروغ از همه چیز ارزان تر<BR>قیمت عشق چقدر كم شده است !<BR>كمتر از آب روان<BR>و چه تخفیف بزرگی خورده،قیمت هر انسان</FONT></P> text/html 2011-07-13T04:52:13+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی عقایدی که شما را در زندگی عقب نگه می دارد http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/434 <FONT color=#006666> <P align=justify><FONT size=2><FONT color=#006666>تا بحال خیلی در مورد باورها و اعتقادات و اینکه چطور می‌توانید برای داشتن زندگی بهتر آنها را تغییر دهید حرف زده‌ایم. باورها و اعتقادات خاصی هستند که افراد زیادی را اسیر خود کرده‌اند و امروز می‌خواهیم آن باورها را بررسی کنیم. اعتقادات ما در قدم اول از والدین، معلمین، همسالان، تلویزیون و رسانه‌ها نشات می‌گیرد. وقتی سنمان کم است فکر می‌کنیم بزرگترهایمان بیشتر از ما می‌دانند به همین خاطر به هرچه که می‌گویند اعتماد می‌کنیم.<BR><BR>اما هرچه سنمان بالاتر می‌رود، دیگر خودمان اعتقادات و باورهایمان نسبت به دنیا را شکل می‌دهیم. اما کمی از ته‌نشین اعتقادات دوران کودکی در ما می‌ماند. گاهی‌اوقات بدون اینکه خودمان خبر داشته باشیم درونمان لانه می‌سازند. در زیر به برخی از این باورها و اعتقادات اشاره می‌کنیم. آیا این اعتقادات را در خودتان می‌بینید و اگر دیدید سعی کنید آنها را تغییر دهید.<BR><BR></FONT><FONT color=#a60000>1. اگر در چیزی شکست خوردی، فردی مغلوب هستی!</FONT></FONT><FONT color=#000066><BR><SPAN style="FONT-SIZE: 5pt"><BR></SPAN><FONT size=2>این باور معمولاً در مدرسه و در روزهایی که می‌خواهیم وارد بزرگسالی شویم، شکل می‌گیرد. تشویقمان می‌کنند که به هر قیمتی که شده موفق شویم. من اگر شکست بخورم، که بسیار هم پیش می‌آید، دوباره تلاش می‌کنم، اینقدر آن را امتحان می‌کنم تا بالاخره موفق شوم. اگر باور داشته باشید که اگر در کاری شکست بخورید، فردی شکست‌خورده هستید، یعنی همه آدم‌های دنیا شکست‌خورده هستند. اجازه ندهید چنین باوری شما را از زندگی عقب بیندازد. یک باور جدید جای آن بگذارید.<BR></P></FONT></FONT></FONT> text/html 2011-07-11T05:02:50+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی ما حیوانات را خیلی دوست داریم http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/433 <FONT face=Tahoma><SPAN style="FONT-SIZE: 13.5pt"> <P style="TEXT-ALIGN: center" align=justify><FONT size=2 face=Tahoma><SPAN style="FONT-SIZE: 13.5pt"><FONT size=2>ما حیوانات را خیلی‌ دوست داریم، بابایمان هم همینطور. ما هر روز در مورد حیوانات حرف می‌زنیم ، بابایمان هم همینطور</FONT>. </SPAN></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" align=justify><FONT size=2><FONT id=yui_3_2_0_5_1310375881666146 face=Tahoma><SPAN style="FONT-SIZE: 13.5pt" id=yui_3_2_0_5_1310375881666144><FONT size=2>بابایمان همیشه وقتی‌ با ما حرف می زند از حیوانات هم یاد می‌کند، مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت؛ <FONT color=#ff0000>طوله (توله) سگ</FONT> مگه تو مشق نداری که نشستی پای تلوزیون؟ و هر وقت ما پول می خواهیم می گوید؛ <FONT color=#ff0000>کره خر</FONT> مگه من نشستم سر گنج؟</FONT><BR><BR><FONT size=2>چند روز پیشا&nbsp;وقتی‌ ما با مامانمان و بابایمان می رفتیم خونه عمه زهرا اینا یک تاکسی داشت می زد به پیکان بابایمان. بابایمان هم که آن روی سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوری <FONT color=#ff0000>گوساله</FONT>؟ آقاهه هم گفت؛ کور باباته <FONT color=#ff0000>کره بز</FONT>، پیاده می شم همچین می زنمت که به <FONT color=#ff0000>خر </FONT>بگی‌ زن دایی، بابایمان هم گفت: برو بینیم بابا <FONT color=#ff0000>جوجه</FONT> و عین <FONT color=#ff0000>قرقی</FONT> پرید پایین ولی‌ آقاهه از بابایمان خیلی‌ گنده تر بود و بابایمان را مثل <FONT color=#ff0000>سگ</FONT> کتک زد. بعدش مامانمان به بابایمان گفت؛ مگه <FONT color=#ff0000>کرم</FONT> داری آخه؟ <FONT color=#ff0000>خرس گنده</FONT> مجبوری عین <FONT color=#ff0000>خروس جنگی</FONT> بپری به مردم؟</FONT><BR><BR><FONT size=2>ما تلوزیون را هم که خیلی‌ حیوان نشان می دهد دوست می داریم، البته علی‌ آقا شوهر خاله مان می گوید که تلوزیون فقط شده راز بقا، قدیما که همش <FONT color=#ff0000>گربه</FONT> و <FONT color=#ff0000>کوسه</FONT> نشون می داد، حالا هم که یا <FONT color=#ff0000>مارمولک‌ها</FONT> رو نشون می ده یا این <FONT color=#ff0000>بوزینه</FONT> رو که عین <FONT color=#ff0000>اسب</FONT> واسه ملت خالی‌ می‌بنده. ما فکر می‌کنیم که منظور علی‌ آقا کارتون پینوکیو باشه چون هم توش <FONT color=#ff0000>گربه نره</FONT> داشت هم<FONT color=#ff0000> کوسه</FONT> هم پینوکیو که دروغ می گفت</FONT>.<BR><BR><FONT size=2>فامیل های ما هم خیلی‌ حیوانات را دوست دارند، پارسال در عروسی‌ منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطی‌ <FONT color=#ff0000>مرغ</FONT> ها، شوهر خاله مان دو تا <FONT color=#ff0000>گوسفند</FONT> آورد که ما با آن ها خیلی‌ بازی کردیم ولی‌ بعدش شوهر خاله مان همان وسط سرشان را برید! ما اولش خیلی‌ ترسیدیم ولی‌ بابایمان گفت چند تا عروسی‌ برویم عادت می‌کنیم، البته <FONT color=#ff0000>گوسفند</FONT>ها هم چیزی نگفتند و گذاشتند شوهر خاله مان سرشان را ببرد، حتما دردشان نیامد. ما نفهمیدیم چطور دردشان نیامده چون یکبار در کامپیوتر داداشمان یک فیلم دیدیم که دوتا آقا که هی‌ می گفتند الله اکبر سر یک آقا رو که نمی گفت الله اکبر بریدند و اون آقاهه خیلی‌ دردش اومد. و ما تصمیم گرفتیم که همیشه بگیم الله اکبر که یک وقت کسی‌ سر ما را نبرد</FONT>.<BR><BR><FONT size=2>ما نتیجه می گیریم که خیلی‌ خوب شد که ما در ایران به دنیا آمدیم تا بتونیم هر روز از اسم حیوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنیم و آنها را ببینیم در موردشان حرف بزنیم و عکس‌های آن ها را به دیوار بچسبانیم و به آن ها مهرورزی کنیم و نمی دانیم اگر در ایران به دنیا نیامده بودیم چه غلطی باید می کردیم</FONT> <FONT size=2>؟</FONT></SPAN></FONT>&nbsp; </FONT></P></SPAN></FONT> text/html 2011-07-09T03:21:09+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی تفكیك جنسیتی http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/432 <SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA>&nbsp; <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>اخیرا جریانی بنام جداسازی خانمها ، آقایان ، بانوان ، مردان ، دوشیزگان ، مردانگان (!) و پسران و دختران و مذکران و مونثان و ...&nbsp;خلاصه کلام ماده گان و نران بخصوص در دانشگاههای کشور به وجود اومده و شنیدیم که از مهر ماه قرار شده کلیه کلاسهای دانشگاههای کشور بصورت جدا برگزار شود ...</FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><FONT size=2><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'" lang=AR-SA>&nbsp;</SPAN><FONT size=2><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>شمایی که آقا پسری احیانا اگر جنسی از جنس "اناث" در دانشگاه خود دیدید گناه مرتکب شدید و باید یا توبه کنید یا برید بمیرید و یا برید پیش رفیقاتون پز</FONT> <FONT size=2>(</FONT></SPAN></FONT><FONT size=2><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" dir=ltr>POZ</SPAN></FONT><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>) بدید و بگید که حال کردی دید زدم 1 نمونه جنس مونث رو ...!!!!</FONT> </SPAN></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><FONT size=2><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'" lang=AR-SA>&nbsp;</SPAN><FONT size=2><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>شمایی که دختر خانمی احیانا اگر جنسی از جنس "اذکار" در دانشگاه</FONT> <FONT size=2>خود دیدید نه تنها گناه مرتکب شدید بلکه داری سوء سابقه&nbsp;و تعهد کتبی شده اید و مستقیما تشریف میبرید داخل دستگاههای جالبی به اسم ون (</FONT></SPAN></FONT><FONT size=2><B><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" dir=ltr>VAN</SPAN></B></FONT><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>)</FONT>&nbsp; <FONT size=2>تا ارشاد شوید </FONT></SPAN></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><FONT size=2><FONT size=2><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>از 20 تیر 90</FONT> <FONT size=2>یعنی همین پس فردا هم کلیه اجناس </FONT></SPAN></FONT><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=FA><FONT size=2>مونث</FONT></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2> ایرانی حق ورود به سفره خانه های سنتی و بقول برو بکس</FONT> </SPAN><STRONG><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; COLOR: red; FONT-SIZE: 13.5pt" dir=ltr>GHELIOON CENTER</SPAN></STRONG><FONT size=2><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt"> <SPAN lang=AR-SA><FONT size=2>رو ندارند</FONT> ...</SPAN></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'" lang=AR-SA> </SPAN></FONT><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>و آقایان عزیز میتونند با خودشون و خودش (!) به</FONT> <FONT size=2>این مراکز تشریف ببرند و دود رو هوا کنند و جوکهای خار مادری که جلوی</FONT> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" dir=ltr>Girls</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA> <FONT size=2>نمیتونستند تعریف کنند هم تا خرتناق تعریف کنند</FONT> </SPAN></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>بانوان عزیز هم که اخیرا پارک بانوان میرن و عکس بی حجاب هم میتونند بندازن و به فاصله نور در مجذور ثانیه در فیس بوک آپلود کنن و .... </FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><FONT size=2><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'" lang=AR-SA>&nbsp;</SPAN><FONT size=2><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>این رو بدونید که طرح جدا سازی بانوان و آقایان همچنان " سفت</FONT> <FONT size=2>- </FONT></SPAN></FONT><FONT size=2><B><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" dir=ltr>SEFT</SPAN></B></FONT><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2> " در حال اجراء در کشور میباشد و خب این طرح پس از دانشگاهها به محل کار شما و نیز بزودی در اینترنت و</FONT> ...</SPAN></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>ضمن اینکه طرج زوج و فرد بین خانمها و آقایان محرم به همدیگه مثل زنها و شوهران نیز به شرح زیر اعمال میگردد :</FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>روزهای زوج :</FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>زوجهای محرم به هم میتوانند 24 ساعت در هر&nbsp;جا&nbsp;باهم تردد نمایند</FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>روزهای فرد :</FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>زوجهای محرم به هم از ساعت 7 عصر به بعد میتوانند در هر جا باهم تردد نمایند و قبل از آن باید از هم جدا باشند !</FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>جمعه ها و روزهای تعطیل :</FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>بدلیل تعطیل بودن این روزها کلا زوجها هم تعطیل میباشند و باید جدا باشند</FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" lang=AR-SA><FONT size=2>ضمن اینکه این طرح به زودی شامل خواهران و برادران نسبی ، سببی ، دینی و اخروی نیز خواهد شد ... </FONT></SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><SPAN style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 13.5pt" dir=rtl lang=AR-SA><FONT size=2>بزن کف قشنگه رو به افتخار طرحهای دوست داشتنی</FONT></SPAN></SPAN></P> text/html 2011-07-04T03:20:47+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی خودتون برای این داستان اسم انتخاب كنید! http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/431 <FONT color=#ff0000><FONT color=#ff0000><FONT color=#ff0000><FONT color=#ff0000 size=2><FONT color=#ff0000><FONT color=#ff0000><FONT color=#ff0000> <P align=justify><FONT color=#ff0000 size=2>حتما تا آخر بخونید لطفا بعد اسم انتخاب كنید !</FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: auto 0cm; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl class=yiv885603995msonormal><FONT color=#000000><FONT size=2><SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt" dir=ltr><SPAN><SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA>یکی بود یکی نبود.زیر گنبد کبود غیر از خدا و دو- سه تا موجود میکروسکوپی ابتدایی و یه پیرمرد نحیف و لاغر هیچ کسی نبود . طبق معمول سایر داستان های ادبی در یک شهر دور افتاده و پرت دختری زندگی می کرد که اسمش «قزی» بود. قزی دختری بود حدوداً بیست و سه ساله و مطابق همه دخترای بیست و سه ساله عاشق مد و خیابون و نشستن روی صندلی جلوی ماشین های گرون قیمت! در ضمن قزی خانوم دانشجوی ترم چهارم دانشگاه آزاد</SPAN><SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" dir=ltr lang=FA> </SPAN><SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA>هم بود. رشته اش هم زیاد فرقی نمی کنه . به هر حال دانشگاه دولتی که نبوده!!!</SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: auto 0cm; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl class=yiv885603995msonormal><SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA>داستان ما از جایی شروع میشه که قزی افسرده بود . دلیلشم این بود که دو هفته بود از خونه خارج نشده بود . نه دانشگاه می رفت . نه با دوستاش باشگاه می رفت و خلاصه صبح تا شب تو خونه بود و از خونه خارج نمی شد . طبیعتا" حوصله اش سر رفته بود و افسرده شده بود.</SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: auto 0cm; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl class=yiv885603995msonormal><SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA>مامان قزی هر روز صبح میومد بهش می گفت:</SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: auto 0cm; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl class=yiv885603995msonormal><SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA>- قزی میای بریم خرید؟</SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: auto 0cm; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl class=yiv885603995msonormal><SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA>-نه نمیام نه نمیام.</SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: auto 0cm; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl class=yiv885603995msonormal><SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA>-چرا نمیای؟</SPAN></P> <P style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: auto 0cm; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl class=yiv885603995msonormal><SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA></SPAN><SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma', 'sans-serif'; FONT-SIZE: 10pt" lang=FA>-موی بلوند،مانتو کوتاه،تیریپ جیگر ،گشت ارشاد ،و....</SPAN></P></SPAN></SPAN></FONT></FONT></FONT></FONT></FONT></FONT></FONT></FONT></FONT> text/html 2011-06-28T00:25:19+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی به یاد داشته باش http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/430 <P align=justify><FONT size=2>همیشه حرفی را بزن که بتوانی بنویسی، چیزی را بنویس که بتوانی امضایش کنی و چیزی را امضا کن که بتوانی پایش بایستی.<BR><BR>- آنانکه تجربه‌های گذشته را به خاطر نمی‌آورند محکوم به تکرار اشتباهند.<BR><BR>- وقتی به چیزی می‌رسی بنگر که در ازای آن از چه گذشته‌ای.<BR><BR>- آدم‌های بزرگ شرایط را خلق می‌کنند و آدم های کوچک از آن تبعیت می‌کنند.<BR><BR></FONT></P> text/html 2011-06-21T01:37:42+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی اینترنته داریم ؟!؟!؟!؟ http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/429 <SPAN lang=fa> <P align=center><FONT size=2><SPAN lang=fa><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://up.iranblog.com/images/n88k5xbv0strhv0yxt7j.jpg"></SPAN></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2><SPAN lang=fa>با توجه به اینكه دیشب خطوط تلفن های همراه قاطی كرده بود و اینترنتم كه مثل همیشه كم نیاورده بود و قطع بود ، دیدم چه سوژه ای از این بهتر ! تا حالا فكر كردید وقتی خیلی با اینترنت كار داری و یه دفعه قطع میشه چیكار كنید كه سرتون گرم بشه و اعصابتونو كنترل كنید تا دوباره اینترنت شاید ... وصل بشه ؟؟ این پیشنهاداتی كه ذكر میكنمو تجربه كنید . ضمن اینکه </SPAN>کلیه موارد&nbsp;ذیل مورد تایید نیز میباشد<SPAN lang=fa> و</SPAN> خیال همگی راحت<SPAN lang=fa> باشه که موارد کاملا کارشناسی و پالایش شده و&nbsp;برای&nbsp;انجام دادن شما عزیزان در نظر گرفته شده است</SPAN> </FONT></P> <P align=justify><SPAN lang=fa><FONT size=2>با همدیگه&nbsp;مطالعه می كنیم&nbsp; 30 کاری که میتوان هنگام قطع اینترنت خود انجام داد :</FONT></SPAN></P> <P align=justify><FONT id=yui_3_2_0_3_1308635654703135><FONT size=2 face=Tahoma>&nbsp;۱ – فیلم ببینید</FONT></P><FONT face=Tahoma> <P align=justify><FONT size=2>۲- اتاقتون رو تمیز کنید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۳- مجموعه ۱ هزار عکسی رو که دارید اسم هاشون رو عوض کنید و مرتب کنید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۴- هارد کامپیوتر رو دیفرگ کنید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۵- مین روب بازی کنید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۶- دفتر تلفن تون رو مرتب کنید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۷-هشت لیوان آب بخورید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۹- یاد بگیرید چطوری میشه رقصید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۱۰ – یک کتاب بخونید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۱۱- با ماژیك وایت برد روی مانیتورتون از روی یه عكس نقاشی كنید .</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۱۲- دوباره مانیتورتون رو تمیز کنید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۱۳- از&nbsp;۱ تا ۱ میلیون بشمارید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۱۴- برنامه هایی بی ربطی رو که روی کامپیوترتون نصب کردید و لازم ندارید آن اینستال کنید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۱۵- برید بیرون و تصادفی از آدم ها عکس بگیرید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۱۶- دیکشنری باز کنید و صدتا لغت جدید یاد بگیرید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۱۷- كتاب قوباغه را قورت بده بخونید!</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۱۸- به سعی تون ادامه بدید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۱۹- رجیستری ویندوز رو باز کنید و سعی کنید تمام کلید هایی که با حرف a شروع می شند رو حذ کنید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۲۰- </FONT><FONT size=2>دوش بگیرید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۲۱- یک چیزی بخورید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۲۲- با گیم های روی موبایل خودتون رو سرگرم کنید اگر اسنیک باشه چه بهتر !</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۲۳- یک چیزی رو تیکه تیکه کنید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۲۴- خوب اون رو دوباره به هم بچسبونید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۲۵- یک زنگی به آی اس پی تون بزنید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۲۶- یه نفس عمیق بكشید و تو آینه نگاه کنید و سعی کنید باحال به نظر بیاید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۲۷- آیکان های دسکتاپ تون رو به اشکال مختلف مرتب کنید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۲۸- تمام ساعت هایی که در اطرافتون هست رو با هم تنظیم کنید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۲۹-&nbsp; فایلهای ویدئو و ایمیج رو با نوت پد باز کنید</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>۳۰- یک نوت پد باز کنید و سعی کنید سی کاری که میشه وقتی اینترنت قطعه انجام داد رو توش لیست کنید و بنویسید...</FONT></P> <P align=justify></FONT><FONT size=2 face=Tahoma>این سی مورد رو که انجام دادید بعدش حتما یک چکی بکنید ببینید مودم ای دی اس ال تون به برق وصل هست یا نه شاید اصلا مشکل قطعی اینترنت خودتون باشید آخرشم بگید : </FONT></P> <P align=center><FONT id=yui_3_2_0_3_1308635654703131 size=3 face=Tahoma><STRONG>اینترنته داریم؟؟!!؟!</STRONG></FONT></FONT></SPAN></P> text/html 2011-06-15T09:58:51+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی اینجا ایران ...... http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/428 <P align=center><FONT size=2><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://up.iranblog.com/images/z17i2i228872vvncjz.jpg"></FONT></P> <P align=center><FONT size=2>قبلآ فقط صرافی‌ها و طلا فروشی‌ها دوربین مداربسته داشتند، حالا نونوایی‌ها و پمپ بنزین‌ها و تزریقاتی‌ها هم مداربسته دارن<BR><BR>همه جای دنیا تبعید می‌کنن تو یه جا ممنوع الخروج !!<BR><BR>دزدگیر ماشینمو دزدیدن!<BR><BR>تو سوئد انفجار میشه 1 نفر می‌میره ده روز در صدر اخبار جهانه، 40 نفر استعفا میدن، 40 نفر بر کنار میشن، 40<BR><BR>&nbsp;نفر از مردم عذرخواهی می‌کنن. اما یه جایی 40 نفر تو انفجار کشته می‌شن آخرین خبر اخبار می‌گن،<BR><BR>نه یه نفر استعفا میده، نه یه نفر بر کنار می‌شه، نه یه نفر عذر می‌خواد...&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<BR>&nbsp;<BR>دو روز مونده به عاشورا، همه می‏رن باشگاه بدنسازی، پرس سینه می‏زنن!</FONT></P> <P align=center><FONT size=2 face=Tahoma>اون‌قدر مردم ما نجیبن که تو مساجد واسه اینکه پابرهنه برنگردی نایلون آماده گذاشتن میدن دستت!</FONT></P> <P align=center><FONT face=Tahoma><FONT size=2>یارو تی‌شرت&nbsp;Playboy&nbsp;پوشیده و پشت میکروفون هیئت داره مداحی می‌کنه</FONT></FONT></P> <P align=center><FONT face=Tahoma><FONT size=2>تو باشگاه بدنسازی با نوحه ورزش می‌کنن.</FONT></FONT></P> <P align=center><FONT face=Tahoma><FONT size=2>جنگل گلستان داره تو آتیش می‌سوزه، اون ‌وقت بین آزادی تا یافت آباد رو آب‌ پاشی می‌کنن!</FONT></FONT></P> <P id=yui_3_2_0_1_13081509375463092 align=center><FONT face=Tahoma><FONT size=2>طرف سر هیچ‌کدوم از کلاس‌های دانشگاه نمیره اما هر ترم سر کلاس تنظیم خانواده بدون غیبت حاضر می‌شه!!</FONT></FONT></P> <P align=center><FONT face=Tahoma><FONT size=2>&nbsp;&nbsp;آتش‌سوزی جنگل گلستان رو نمی‌تونن مهار کنن، اون‌وقت پز میدادن ما لکه نفتی خلیج مکزیک رو پاک می‌کنیم.</FONT></FONT></P> <P align=center><FONT face=Tahoma><FONT size=2>چندتا دزد مجسمه رو نمی‌تون پیدا کنن اون‌وقت می‌گن ما ردپای موساد رو تو ترورها پیدا کردیم.<BR>&nbsp;<BR>تور هشت روزه مالزی ویژه ایام محرم!<BR>&nbsp;<BR>سی‌دی آموزش معافیت از سربازی!<BR><BR>یارو تو خیابون یه طرفه خلاف می‌آد بعد راهنما می‌زنه!<BR></FONT></FONT><FONT face=Tahoma><FONT size=2><BR>دو تا تی‌شرت خریدم یکی&nbsp;Small&nbsp;یکی&nbsp;XXL، جفتشم اندازمه.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<BR>&nbsp;<BR>بنزین گرون میشه، ماشین هم گرون میشه، خریدار هم بیشتر میشه!</FONT></FONT></P> text/html 2011-06-08T01:07:20+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی دروغ!!!!!!!! http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/427 <P align=center><FONT color=#ff0000 size=4 face=Tahoma><STRONG><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://up.iranblog.com/images/qgvfvrilv3kj5x3rfaz1.jpg"></STRONG></FONT></P> <P align=center><FONT color=#ff0000 size=4 face=Tahoma><STRONG>مردان هر روز 6 بار دروغ می‌گویند!!!</STRONG></FONT></P> <P align=center><FONT face=Tahoma><FONT size=2><STRONG><FONT color=#ff0000>نفر اول:<BR></FONT></STRONG>دروغ اول: سلام عزیزم. صبحت به خیر، چقدر خوشگل شدی امروز!<BR>دروغ دوم: وا، چه خوب. بابات اینا شب میان خونه‌مون؟&nbsp;چقدر عالی، خیلی خوشحالم کردی.<BR>دروغ سوم: حتماً برات می‌خرم.<BR>دروغ چهارم: الو، عزیزم من الان توی جلسه‌ام. (به کرات این دروغ ملاحظه شده است! <IMG alt=:p src="http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/09.gif" width=18 height=18>)<BR>دروغ پنجم: لپم خورده به در ماشین قرمز شده!<BR>دروغ ششم: اگه بدونی امروز چقدر دلم برات تنگ شده بود؟!</FONT></FONT></P><FONT face=Tahoma> <DIV style="TEXT-ALIGN: center"><FONT size=2><STRONG><FONT color=#ff0000>نفر دوم:</FONT></STRONG><BR>دروغ اول: به خدا قیمت خریدش همینه.<BR>دروغ دوم: نه حاج آقا روزه‌ ام، نوش‌جان.<BR>دروغ سوم: بحمدالله، اوضاع بهتره.<BR>دروغ چهارم: نه خیر حاج‌آقا، مادر بچه‌ها هستند. تماس گرفتند گفتند التماس دعایشان را به سمع حضرتعالی برسانم.<BR>دروغ پنجم: محتاجیم به دعا.<BR>دروغ ششم: بذار، بچه به دنیا بیاد، براش شناسنامه می‌گیرم. صیغه‌ای و عقدی نداره، بچه‌م، بچه‌مه!!!!</FONT></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: center"><FONT size=2></FONT>&nbsp;</DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: center"></FONT><FONT face=Tahoma><FONT size=2><FONT color=#ff0000><STRONG>نفر سوم:<BR></STRONG></FONT>آقای محترم ... پدر من ! برادر من ! بنده از صبح تا حالا 6 مرتبه عرض کرده‌ام که در اغتشاشات اخیر هیچ نقشی نداشته‌ام. من رفته بودم نون بخرم !!!!!!!</FONT></FONT></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: center"><FONT face=Tahoma><BR><FONT size=2>&nbsp;</FONT></FONT></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: center"><A href="http://marshalclub.org/join" rel=nofollow target=_blank><FONT size=2></FONT></A></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: center"><FONT face=Tahoma><FONT size=2><STRONG><FONT color=#ff0000>نفر چهارم:<BR></FONT></STRONG>دروغ اول: دوستت دارم.<BR>دروغ دوم: دوستت دارم.<BR>دروغ سوم: دوستت دارم.<BR>دروغ چهارم: دوستت دارم.<BR>دروغ پنجم: دوستت دارم.<BR>دروغ ششم: خیلی خیلی دوستت دارم. </FONT></FONT></DIV><FONT face=Tahoma> <DIV style="TEXT-ALIGN: center"><BR><FONT size=2><FONT color=#ff0000><STRONG></STRONG></FONT></FONT>&nbsp;</DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: center"><FONT size=2><FONT color=#ff0000><STRONG>نفر پنجم:</STRONG></FONT><BR>دروغ اول: به نام خدا<BR>دروغ دوم: به گزارش خبرنگار ما همانطور که در تصاویر می‌بینید.<BR>دروغ سوم: توجه شما را به گزارش مردمی جلب می‌کنم.<BR>دروغ چهارم: کلیه مسئولان خدوم و زحمت‌کش. . . . . . . .<BR>دروغ پنجم: . . . وی افزود. . .<BR>دروغ ششم: . . . شاد و سربلند باشید. </FONT></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: center"><FONT size=2></FONT>&nbsp;</DIV> <P align=center></FONT><FONT face=Tahoma><FONT size=2><STRONG><FONT color=#ff0000>نفر ششم:</FONT></STRONG><BR>دروغ اول: لطفاً مساعدت شود. امضا: مدیر<BR>دروغ دوم: اقدام مقتضی مبذول گردد. امضا: مدیر<BR>دروغ سوم: در تسریع این امر بکوشید. امضا: مدیر<BR>دروغ چهارم: کاملاً موافقم. امضا: مدیر<BR>دروغ پنجم: انجام شود. امضا: مدیر<BR>دروغ ششم: همکاری گردد. امضا: مدیر</FONT></FONT></P> <DIV style="TEXT-ALIGN: center" dir=rtl align=center><FONT size=2 face=Tahoma></FONT>&nbsp;</DIV><FONT color=#800000 size=2 face=Tahoma> <DIV style="TEXT-ALIGN: center" dir=rtl align=center>کم خالی ببند ... همیشه ببند ! </DIV></FONT><FONT face=Tahoma> <DIV style="TEXT-ALIGN: center" dir=rtl align=center><FONT size=2></FONT>&nbsp;</DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: center" dir=rtl align=center><FONT size=2></FONT>&nbsp;</DIV></FONT><FONT id=yui_3_2_0_3_1307513416890448 size=2 face=Tahoma> <DIV style="TEXT-ALIGN: center" dir=rtl id=yui_3_2_0_3_1307513416890446 align=center>شاد باشید مثل همیشه در این وطن ... (دروغ آخر) !</FONT><FONT size=2 face=Tahoma></DIV></FONT> text/html 2011-05-24T01:03:28+01:00 yasgeraphic.mihanblog.com سعید فراهانی روز مادر مبارك http://yasgeraphic.mihanblog.com/post/426 <FONT size=2> <P align=center><FONT size=2><IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://up.iranblog.com/Files/ca02b7aa929e4b0bbc28.jpg"></FONT>&nbsp;</P> <P><FONT size=2>دست خودت نیست ، زن که باشی گاهی دوست داری<BR>تکیه بدهی ، پناه ببری ، ضعیف باشی<BR>دست ِ خودت نیست ، زن که باشی<BR>گهگهاه حریصانه بو میکنی دستهایت را...<BR>شاید عطر ِ تلخ و گس ِ مردانه اش...<BR>لا به لای انگشتانت باقی مانده باشد !<BR>دست خودت نیست ، زن که باشی<BR>گاهی رهایش می کنی و پشت ِ سرش آب می ریزی<BR>و قناعت می کنی به رویای حضورش<BR>به این امید که او خوشبخت باشد<BR>دست ِخودت نیست ، زن که باشی<BR>همه ی دیوانگی های عالم را بلدی<BR>من زنـــــــــم<BR>نگاه به صـــــــدا و بدن ظریفــــم نکن<BR>اگــــــــــر بخواهم تمـــــــام هویت مردانه ات را به آتش خواهم کشــــــــــــید</FONT></P></FONT>